عکس دیدارم با رهبری که منتشر شد، آنتن خانهام را شکستند!
پنجشنبه 1391/03/4 03:10 ب.ظ
ارسال شده در: مقالات ، فرهنگی ، افشاگری ، خبرها ، تفکرات غرب زده ،


خبرگزاری دانشجو: بعد از پی گیریهایی که برای آمدن رضا توکلی انجام دادیم بالاخره با لبخند و خوش رویی وارد خبرگزاری ما شد.
بعد از کلی خوش و بش که الحق اخلاق خوب و روحیه شادش اجازه نداد گذر زمان را متوجه شویم؛ از دغدغههای دانشجوییاش گفت و اینکه بارها خبرگزاریها و نشریههایی برای مصاحبه به سراغش رفتند و نپذیرفته.
اول بحث چند بار تاکید کرد که دانشجویان را چه قدر دوست دارد و به خاطر دانشجویی بودن اینجا حاضر به مصاحبه شده؛ خیلی خوب و راحت حرفها و گلایههایش را طرح کرد…
چند بار ریاضی را در دبیرستان رفوزه شدم/بهترین خاطرات نوجوانیام در مسجد محلمان شکل گرفت
من در خانواده متوسط درجه پایین در مشهد به دنیا آمدم، به خاطر کار پدرم به تهران آمدیم و سمت امیریه زندگی کردیم. از همان ابتدا به موسیقی علاقه داشتم و به دلیل اینکه خانواده با این مقوله مخالف بودند، یواشکی به دنبال موسیقی رفتم و از هشت سالگی احساس کردم ریتم را میشناسم و میتوانم با دستانم بنوازم.
از همان ابتدا احساس کردم میتوانم بازی کنم، دیکته و ریاضیام در دبیرستان ضعیف بود و چند بار رفوزه شدم، اما همیشه نمره انشایم بالای ۲۰ بود؛ چرا که تصویری مینوشتم و بسیار به این مقوله علاقهمند بودم. خاطرم هست در آن زمان در کنار کار موسیقی مسجدم را هم میرفتم و همیشه خودم را به نماز جماعت میرساندم نمیخواهم شعار بدهم اما من در مسجد خیلی چیزها یاد گرفتم.
در تظاهراتهای قبل از انقلاب به خاطر فیلم برداریهایم توسط رژیم دستگیر شدم
مسجدهای آن موقع گردهماییهای عاشقانه بین بزرگان بود و وابستگیهای اعتقادی من به خاطر بخشی از خاطرات مسجد دوران کودکی است.
الان آدم میترسد از اینجور حرفها بزند، متاسفانه در فضای هنری جریانی را
راه انداختند که درخور وشان مردم نیست و به محض اینکه حرفی راجع به
اعتقادات زده شود گروهی بر علیه آدم جبهه میگیرند.
خاطرم هست بعد از اینکه وارد نیروی هوایی شدم به دنبال فیلمبرداری رفتم و در بسیاری از تظاهراتهای قبل از انقلاب فیلمبرداری میکردم چند بار من را دستگیر کردند و حسابی کتکم زدند من این خاطرات را برای کسی تعریف نکردهام چرا که دنبال امتیاز و یا مزیتی نیستم.
با شهید بابایی همسنگر بودم/در جنگ موجی شدم
بلافاصله بعد از جنگ در امیدیه اهواز به کار فیلمبرداری پرداختم و چون من آدم شاد و خندانی بودم در جبهه خاطرات خوبی برایمان رقم میخورد.
اتفاق مهمی که در جنگ برایم رخ داد همسنگری با شهید بابایی، تیمسار رستمی و تیمسار اردستانی بود.
آن روزها ما لحظات شیرینی را با هم گذراندیم؛ من فیلمهای زیادی از شهید بابایی دارم و بارها ایشان را خنداندم.
جزء اولین کسانی بودم که بعد از شهادت شهید بابایی به بالای سرش در سردخانه رسیدم و از این صحنهها فیلمبرداری کردم.
آخرین لحظههایی که در جبهه در حال کار خبری بودم، هواپیمایی از روی سرم رد شد و باعث شد چند صباحی موجی شوم و در بیمارستان بستری شدم.
موجی شدنم برای بچهها خندهدار و جذاب بود. چرا که بچهها به من میگفتند موجی شیرین شدم و در ایام مریضی بچهها را میخنداندم.
چوپان اصحاب کهف را قسم دادم به شرطی نقشت را بازی میکنم که در آن دنیا من را شفاعت کنی
من از آن دسته بازیگرانی هستم که وقتی نقشم را بازی میکنم آن نقش را از ذهن پاک میکنم. اما برخی نقشها سالیان سال به همراه من باقی میماند.
در مذاکراتی که با آقای سلحشور و شورجه در فیلم اصحاب کهف رخ داد؛ چند نقش برای من در نظر گرفته شد. اما وقتی شنیدم نقش چوپان اصحاب کهف را به من دادند دو رکعت نماز خواندم. نمیتوانم احساس آن شب را بیان کنم چرا که اشک در چشمانم حلقه میزند.
با خدا درد و دل کردم که خدایا من خودم را به تو سپردم و بزرگترین درخواستم از خدا این بود که «آنتونیوس چوپان» را که بازی میکنم فردای قیامت به داد من برسد. از او شفاعت خواستم و خواستم که من را با چوپان اصحاب کهف محشور کند.
من به این معتقدم که فیلمهایی همچون امام علی (ع) و فیلمهای تاریخی که راجع به شخصیتهای صدر اسلام است قسمت و تقدیر است که برای هر کسی در طول بازیگری اتفاق میافتد. به همین دلیل روز قیامت هیچ نقش دیگری از من شفاعت نخواهد کرد مگر همین نقش.
تنها جنبهای که سینما ندارد اسلامی بودن است/یک سال است بیکارم و فیلم بازی نکردهام
مسئولین و مدیرها خوراک فرهنگی که در جامعه وارد میکنند مانند نقش یک پدر در خانواده است. بزرگترین مشکل فرهنگی ما مسئلهدار بودن مدیران ما است.
انقلابی صورت گرفته که خالص اسلامی بوده تنها جنبهای که در فرهنگ سینما و خصوصاً صدا و سیما بهش پرداخته نمیشود همین اسلامی بودن است.
نمیخواهم سیاه نمایی کنم اما اگر نجنبیم قافله را باختهایم؛ اگر از نگاه شما من هنرمند متعهدی هستم باید بگویم که یک سال است کار نکردهام و خانهنشین شدهام و از روی بیکاری فیلمنامه نوشتم.
فشار اقتصادی باعث میشود بازیگر فیلم درجه پایین بازی کند/فرزندان مسئولین وزارت ارشاد متعهد هستند؟
در سینما عرصه بیدر و پیکری درست کردهاند، مسئولان و مدیران ترسو محافظ کار شدهاند و ریسک نمیکنند که برخی جریانات منحرف را از سینما حذف کنند.
من بازیگر وقتی چهار کار ناشایست را رد میکنم به دلیل فشار اقتصادی مجبور میشوم کار پنجم را قبول کنم. چرا این اتفاق در سینما رخ داده ما مشکل برنامهریزی داریم؟ باید خط اسلامی و انقلابی بودن فرهنگ مشخص شود. وقتی بدانیم که هنرمند متعهد کیست دیگر به دسته غیرمتعهد پر و بال نمیدهیم.
آیا فرزندان مسئولین وزارت ارشاد متعهد هستند؟ به چه متعهد هستند؟ به اعتقادات مذهبی؟ این تعهد بخشی به مسائل اسلامی مربوط میشود چون کشور اسلامی است، بخشی از این مقوله به چگونه بار آمدن مسئولین است؛ اینکه مدیر از کجا آمده چه انگیزهای دارد چه بستری را باید آماده کند و رسالتش چیست.
مسئولین با اشتباهاتشان در آسیاب دشمن آب میریزند/سینما جای چند بازیگر ژیگول شده است
دانش آموزان و دانشجویان ستونهای سیاسی و اقتصادی مملکت ما هستند این مسئولین باید به این قشر از مردم پاسخگو باشند. الان در فضای هنری و در فضای کلی مردم بیتفاوتی گریبانگیر شده.
دانشجویی که مدرک گرا باشد و دیگر به مسائل اجتماعی و اقتصادی اهمیت ندهد فاجعه است. مسئولین با اشتباهاتشان در آسیاب دشمن آب میریزند.
چرا هنرمندان متعهد در فضای سینما کمرنگ شدهاند، ما در جنگ توانستیم با آن همه مشکلات و آن همه شهید پیروز شویم اما چرا نمیتوانیم در برابر مسائل فرهنگی مقاومت کنیم.
سینما جای چند بازیگر ژیگول شده است که مدام از این کار به آن کار میروند و فیلمهایی را به خوراک مردم میدهند که درشان آنها نیست.
چرا به دستورات رهبری در فضای فرهنگی عمل نمیشود؟
مقام معظم رهبری سینماگرها را دعوت میکنند و یک سری مطالبه میکنند؛ اما چرا مسئولین به حرف آقا گوش نمیکنند و بعضاً در ظاهر ادای گوش کردن را درمیآورند.
رهبری این قدر تاکید کردند که سینماگرایان باید اتفاق بزرگی در مملکت به وجود بیاورند اما عملی که شایسته بود صورت نگرفت؟
در زمان جنگ ما درگیر مسائل اقتصادی و سیاسی بودیم و از فرهنگ غافل شدیم الان وقتی رهبری تاکید میکند که نفوذ دشمن از طریق فرهنگ اتفاق میافتد باید کاری کرد.
در فضای سینما باید به متولیان سینما پرداخته شود که فیلمهای گیشهای ساختند و ذائقه جوان ومخاطب را پایین آوردند.
مسئولین باید شجاع باشند و پای همه چیز بایستند. من حرف شیخ طادی را که در مصاحبه با خبرگزاری شما مقصر این امر را دولتهای سرمایهای دانسته بود قبول دارم چرا که شروع جریان انحرافی در سینما در همان دولتهای سرمایهای اتفاق افتاد.
تقلید از ماهواره نشان از جهان بینی ضعیف مسئولین دارد
در فضای الان صدا و سیما بازی را باخته؛ چرا که درصدد نیست برنامهای جذاب بسازد، مسئولین بیخودی میگویند سریالهای اخیر دیده شده در حالی که من بازیگر در جامعه هستم معتقدم این سریالها مورد رضایت مخاطبین نبوده است.
هیچ ابداع و نوآوری در فضای اجرا و برنامههای تلویزیونی وجود ندارد.
الان نگاه کنید تلویزیون فیلمهایی ساخته که از ماهوارهها تاثیر گرفتهاند و خواستهاند تقلید بکنند. این نشان دهنده جهانبینی ضعیف مسئولین است اگر جهان بینی درستی وجود داشت فیلمساز مانند یک جراح غده آسیبهای اجتماعی را در جامعه پیدا میکرد و دولت وظیفه داشت به این جراحی کمک کندتا این مسائل حل شود.
چون عکسم در دیدار با رهبری منتشر شد آنتن خانه من را شکستند
برای جریانی که در فضای سینما هنری هنرمندان مذهبی را تحت فشار قرار میدهند بسیار متاسفم! من در آژانس وقتی نشستم به من با متلک میگویند چفیه حضرت آقا خوب بود؟ به من میگویند شما هم؟ روی ماشین من با برگهای نوشتند خجالت دارد با ده نمکی بازی میکنی.
خانم هنگامه قاضیانی بعد از هدیه جشنواره فجر این هدیه را به شهدای مملکت تقدیم کردند. شهدایی که از جوانی و جانشان برای ما گذشتند؛ آن وقت برعلیه قاضیانی جریان درست میکنند و ایشان را تحت فشار قرار میدهند.
این جریان دارد هنرمندان مذهبی را از درون متلاشی میکند چه کسی باید جواب گو باشد.
من نزد حضرت آقا رفتم و چون عکسم در دیدار با ایشان منتشر شد؛ آنتن منزل من را شکستند و در خیابان به من متلک میگفتند.
چرا مسئولین از جریان هنری هم سوی انقلاب حمایت نمیکند؟ /آیا ما باید در خیابان مورد اهانت قرار بگیریم؟
چه فحشهایی که در جامعه به من ندادند! آیا ما نباید در جامعه مصونیت داشته باشیم چرا این کارها را با ما میکنند.
چون فیلمی بازی کردهایم که در جهت اهداف انقلاب بوده؟ اگر بنا باشد که از یک طرف تحت فشار قرار بگیریم و مسئولین هم از جریان هنری همسوی انقلاب اسلامی دفاع نکنند پس لابد باید از گرسنگی بمیریم.
آیا این حق است؟ امثال خانم قاضیانی را باید مورد حمایت قرار داد تا این جریان در فضای هنری الگو شود، امثال من دیگر جرات نمیکنند جایی حرف بزنند و در حرفهایشان بگویند که به عنوان مثال رهبری به فلان مسئله اشاره کردند.
این افرادی که مارا تحت فشار قرار میدهند ادای روشنفکری در میآورند و این همان جنگ نرم و رسانهای است که از طریق فشارهای این چنینی برای ما رخ داده است.
همین ادا را در فضای انتخابات بر علیه جریان متعهد هنری بر علیه امثال من راه انداختهاند اگر مسئولین حمایتی نکنند فرهنگ ما نابود خواهد شد.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
لیلة الرغائب یکی از سه شب برتر سال
چهارشنبه 1391/03/3 05:00 ب.ظ
ارسال شده در: دین و زندگی ،
مدیر گروه اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با بیان اهیمت جایگاه ماه رجب نزد خداوند و رابطه آن با شرط ورود به دروازه بندگی، نخستین شب جمعه ماه رجب که به «لیلة الرغائب» موسوم است را همپای شب قدر دانست.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
حجت الاسلام سید حمید میرباقری دانلود سخنرانی زیبای استاد پناهیان
چهارشنبه 1391/03/3 09:56 ق.ظ
ارسال شده در: حجت الاسلام علیرضا پناهیان ، دین و زندگی ، مقالات ، درسهای کربلا ،

اگر میخواهید دعاهایتان مستجاب گردد اینگونه دعا کنید. حضرت آیت الله جوادی آملی

سخنان بسیار تاثیرگذار و بصیرت بخش حجت الاسلام علیرضا پناهیان در مورد شناخت منافق.

صحبت های بسیار شنیدنی حجت الاسلام والمسلمین حمید میرباقری درباره امام علی بن محمد الهادی علیه السلام
ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1391/03/3 10:02 ق.ظ
نکاتی حیرت انگیز درباره "بسمالله"
سه شنبه 1391/03/2 08:28 ب.ظ
ارسال شده در: دین و زندگی ،
خدای متعال برای اینکه به انسانها بیاموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره های قرآن و هم ابتدای قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز کرده است و رسول خدا (ص) نیز در حدیثی فرمود "هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است".
به گزارش مهر، کتاب مقدس قرآن مجموعه اى از سخن الهى است که در مدت ۲۳ سال به وسیله امین وحى جبرائیل بر قلب نازنین پیشواى گرامى اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) نازل گردید که در طول حیات مبارک پیامبر(ص) و زندگی ائمه اطهار(ع) تفسیر برخی از آیات قرآن از زبان مبارک این بزرگواران بیان شد، اما بسیاری از آیات قرآن توسط مفسران و علمای اسلام بر اساس روایات اسلامی تفسیر شد که نتیجه این تلاشها تاکنون نگارش صدها کتاب تفسیری بوده است.
گروه دین و اندیشه خبرگزاری مهر، در نظر
دارد هر هفته با استفاده از تفاسیر قرآن به ویژه تفسیر آیت الله جوادی آملی
نکات کلیدی و راهگشای هر سوره از قرآن را از ابتدای سوره فاتحة الکتاب به
دوستداران قرآن ارائه دهد که نخستین شماره از این گزارش به تفسیر آیه « بسم
الله الرحمن الرحیم» می پردازد:
بسم الله الرحمن الرحیم
جمله بسم الله الرحمن الرحیم ۱۱۴ بار بر پیامبر اکرم(ص)نازل شده است؛ در ۱۱۳ سوره به عنوان سرفصل آمده و از آنجا که اول سورهٔ برائت بسم الله نازل نشده و در سورهٔ نمل علاوه بر ابتدای سوره، در آیه« إنّه من سلیمان و إنّه بسم الله الرحمن الرحیم» نیز این جمله مبارکه آمده است مجموعا ۱۱۴ آیه می شود.
«بسم الله الرحمن الرحیم» جزء سوره حمد و دیگر سوره های قرآن به شمار می رود -الا سوره توبه- و اگر کسی سوره حمد را در نماز یا غیرنماز، واجب شد که بخواند، اگر این آیهٔ بسم الله را نخواند سوره را ناقص خوانده، چرا که این آیه جزء سورهٔ فاتحة الکتاب است.
بنابر روایتی، احتمالاً برای اولین بار، سلمان فارسی به درخواست ایرانیان ترجمه سوره حمد و «بسم الله الرحمن الرحیم » را انجام داد که در آن ترجمه «بسم الله ...» «به نام یزدان بخشاونده» آمده و در ترجمه تفسیر طبری که مترجم آن ناشناس است، به صورت «به نام خدای مهربان بخشاینده » ذکر شده و تا زمان حاضر با اندک تفاوتی به صورت «به نام خداوند بخشنده مهربان» باقی مانده است.
عبارت «بسم اللّه الرحمن الرحیم » نخستین عبارت قرآن است که در اول سوره
علق (اقرا) بر پیامبر(ص) نازل شد و در احادیث شیعی این عبارت سرآغاز قرآن
معرفی شده است. از روایتی که کلینی از امام صادق (ع) نقل می کند، آغاز همه
کتب آسمانی «بسم الله الرحمن الرحیم » بوده است. این عبارت در ابتدای تمام
سوره های قرآن، جز سوره برائت (توبه) آمده است. همچنین سوگند دادن خدا به
«بسم الله الرحمن الرحیم »، در برخی ادعیه، حاکی از ارزش این آیه است.
ارتباط محتوای«بسم الله» با مضمون هر سوره
بر اساس نظر اکثر مفسران هر باری که «بسم الله الرحمن الرحیم» نازل می شد معنای جدید و مصداق تازهای را در برداشت به این معنی که محتوای بسم الله آن سوره با مضمون آن سوره در ارتباط است. چون مضمون سور فرق می کند، مضمون این بسم الله ها هم فرق خواهد کرد و پایان هر سوره با نازل شدن بسم الله مشخص می شد.
ادب الهی در شروع کار/ نافرجام بودن هر کاری که با نام خدا آغاز نشود
خدای متعال برای اینکه به انسانها بیاموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره های قرآن و هم ابتدای قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز کرده و علمای فریقین(شیعه و سنی) از رسول خدا (ص) نقل کرده اند « کل امر ذی بال لم یبدأ فیه ببسم الله فهو ابتر» یعنی «هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است». بنابراین اگر انسان کاری را به نام خدا شروع نکند، هرگز به مقصد نمی رسد.
عبادتی که با نام خدا شروع نشود هم ابتر است
خدای سبحان با آغاز سوره فاتحة الکتاب به بسم الله به ما آموخت که این حمد و عبادت خدا را نیز به نام خدا آغاز کنید تا به مقصد برسید. معلوم می شود اگر عبادت هم به نام خدا نباشد ابتر است چون حسن فعلی دارد ولی ارتباط را انسان حفظ نکرده است. هر چه به نام خدا نباشد، او هالک است زیرا چیزی که به نام خدا نباشد لا شیء است به صورت شیء. بقاء فقط از آن خداست و کاری که برای وجه الله نباشد پایدار نیست.
امام صادق(ع) در روایتی از بسم الله به عنوان کلید درهای طاعت یاد کرده و می فرماید: درهاى گناهان را با استعاذه (پناه بردن به خدا) ببندید و درهاى طاعت را با بسم اللّه گفتن بگشایید. همچنین امام صادق (ع) در حدیثی فرمودند: هرگاه یکى از شما وضو بگیرد و بسم اللّه الرحمن الرحیم نگوید، شیطان در آن شریک است و اگر غذا بخورد و آب بنوشد یا لباس بپوشد و هر کارى که باید نام خدا را بر آن جارى سازد، انجام دهد و چنین نکند، شیطان در آن شریک است.
نزدیکی«بسم الله» به اسم اعظم/ اسم اعظم از سنخ لفظ و مفهوم نیست
بر اساس روایات اسلامی"اسم اعظم" به بسم الله به قدری نزدیک است که سیاهی و سفیدی چشم به هم نزدیک هستند. اسم اعظم از سنخ لفظ و مفهوم و یا صورتی ذهنی نیست؛ که اگر کسی این کلمات را یاد گرفت بتواند مردهای را زنده کند و مانند آن. اسم اعظم مقام است جزء درجات اولیای الهی است که اگر روح به آن درجه ولایت رسید، این کلمات را بر زبان جاری کند آن اثر را خواهد داشت. لذا اولیای الهی با «بسم الله الرحمن الرحیم» کار می کردند.
همان طوری که خدای سبحان هر چه را که بخواهد با «کن» انجام می دهد، بندهٴ آن مولی هم به اذن آن مولی، هر چه را بخواهد با بسم الله انجام می دهد. نمونهاش را قرآن در جریان نوح بیان کرده است که «بسم الله مجریها و مرسیها» جریان نوح را که قرآن کریم طرح می کند می فرماید او که مسلط بر این طوفان سهمگین بود، کشتی را با نام خدا حرکت می داد و با نام خدا آرام می کرد و یا سیر و سکون این کشتی با نام خدا بود.
آنکه عبد کامل است به اذن خدا از «بسم الله» کاری می گیرد که مولای او از «کن» کاری را میگرفت. چون این عبد به جایی رسیده است چیزی نمی خواهد مگر این که خدا بخواهد. لذا گفتند «بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم آنقدر نزدیک است که سیاهی چشم به سفیدی چشم نزدیک است»
آیت الله جوادی آملی در این باره می گوید: اسم اعظم مفهوم نیست که با علم حصولی و وجود ذهنی اثر کند. اسم اعظم حرف نیست که با حرف کسی مرده را زنده کند یا با حرف کسی بر دریا مسلّط بشود، کشتی را با حرف براند. این چنین نیست. عالم نه با حرف اداره می شود، نه با مفهوم ذهنی. عالم با آن مقام انسانی اداره می شود.
اگر بسم الله همراه آن مقام بود، از جان یک موحدی «بسم الله» نشأت گرفت، یک موحد کامل گفت «بسم الله الرحمن الرحیم» این است که از اسم اعظم سهمی دارد و می تواند بر عالم به اذن آفریدگار عالم اثر بگذارد و مسلط بشود. و گر نه اسم اعظم یک کلمهای باشد انسان در بین کلمات جستجو کند آنها را بخواند و بدمد و مردهای را زنده کند این افسانه است. یا اسم اعظم یک مفهومی باشد که هر کسی که این مفهوم را به خاطر سپرد، درخت پژمرده را سرسبز کند، این قصه است.
عالم که با مفهوم و با لفظ نمی گردد. عالم با حقیقت می گردد. هر کسی به مقام ولایت رسید مانند انبیای الهی، آن مقام را پیدا می کند و از آن کلمات آن اسم ها را استفاده می کند و الا چه خاصیت دهد نقش نگینی. آن انگشترها را اگر دیگران هم داشته باشند اگر انگشت، انگشت سلیمان نباشد، نقش نگین که اثری ندارد. و اگر جان، جان اولیای الهی نباشد بسم الله آن اثر را نمی گذارد.
مبدأ اشتقاق و تحول در کلمهٴ «الله»/ تحیر شورافکن و ممدوح
«الله» از« ألِهَ » به معنی «عبادت» مشتق است؛ یا از «ألَهَ» و «وَلَهَ» به معنای تحیر و «إلٰهَ» بر وزن کتاب به معنای مکتوب است. خدا را آنچنانی که هست نمی توان شناخت این تحیّر و وله یک تحیر ممدوح است بر خلاف تحیر مذموم. تحیر برای انسانی که راه را طی نکرده است مذموم است و عذاب می آورد. اما تحیر برای کسی که به مقصد رسیده است نشاط و انس می آورد. خدای سبحان، الله إله است یعنی «مألوه» و «معبود» یا «إلٰه» است یعنی «مألوه» و مورد تحیر و کم کم علم بالغلبه شد و چون ذات همهٔ کمالات را داراست از این جهت میگویند الله، نام ذات هستی است که مستجمع همهٔ کمالات است نه مفهوماً اشتمال همهٔ کمالات در این مفهوم اخذ شده باشد.
تفسیر « الرحمن الرحیم»/ رحمت رحمانیه خداوند فراگیر و مطلق است
در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد ( نامى است مخصوص خدا ولى مفهوم رحمتش همگان را در بر مى گیرد ) ولى رحیم اسم عام است به صفت خاص ( نامى است که بر خدا و خلق هر دو گفته مى شود اما اشاره به رحمت ویژه مؤمنان دارد) .
خدای سبحان دو رحمت دارد یک "رحمت مطلقه" که آن رحمت مطلقه دیگر مقابل ندارد. یک "رحمت خاصه" است که مقابل آن "غضب" است. آن رحمت مطلقه که فراگیر است حتی جهنم را هم زیر پوشش دارد آن دیگر مقابل ندارد. غضبی که مقابل آن رحمت باشد، نیست. این که فرمود: «و رحمتی وسعت کلّ شی» هر که شیء است مشمول رحمت من است و اینکه در ادعیه هم گفته می شود خدای سبحان «یا من سبقت رحمته غضبه» یا تو را سوگند می دهیم «برحمتک التی وسعت کل شیء» این رحمت مطلقه است و رحمت مطلقه مقابل ندارد. چیزی که مقابل این رحمت باشد عدم است نه غضب.
پیامبر اکرم (ص) در این مورد می فرماید: خداوند بزرگ صد باب رحمت دارد که یکى از آن را به زمین نازل کرده است و در میان مخلوقاتش تقسیم نموده و تمام عاطفه و محبتى که در میان مردم است از پرتو همان است، ولى ۹۹ قسمت را براى خود نگاه داشته و در قیامت بندگانش را مشمول آن می سازد.
اساس کار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد که تا عوامل قاطعى براى آن پیدا نشود تحقق نخواهد یافت، چنانکه در دعا مى خوانیم «یا من سبقت رحمته غضبه : اى خدائى که رحمتت بر غضبت پیشى گرفته است» . انسانها نیز باید در برنامه زندگى چنین باشند ، اساس و پایه کار را بر رحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند و اینکه قرآن ۱۱۴ سوره دارد ، ۱۱۳ سوره با رحمت آغاز مى شود و تنها سوره توبه که با اعلان جنگ و خشونت آغاز مى شود و بدون بسم الله است، این خود گویای بسیاری از نکات اخلاقی و رفتاری برای ما انسانها و مسلمانان است.
«بسم الله» حوامیم سبعه ومسبحات ستّه برای رسیدن به هدف مشترک آن سور
آیت الله جوادی آملی در تفسیر آیه « بسم الله الرحمن الرحیم» سوره حمد به اشتراک مضمون برخی از سوره های قرآن اشاره کرده و می گوید: گاهی چند سوره یک مضمون مشترک و واحدی را دارند. مثل «حوامیم سبعه» و «مسبّحات سته» و مانند آن.
این حوامیم هفتگانه که اول همهٔ اینها "حم" است و با حم شروع می شود یک معنای مشترکی را تعقیب می کنند، گرچه برای هر یکی از این هفت حم هدف خاص است لذا هفت سوره شد. ولی همهٔ این هفت سوره یک جامعی دارند که از آن جهت حوامیم سبعه با حرف مقطع حم شروع می شود. بسم اللهی که مربوط به این هفت سوره است با هدف مشترک این هفت سوره مناسب است.رسول خدا (ص) هر شب قبل از خوابیدن این شش سورهٔ مسبحات را قرائت می کردند و این جزء سنن و دستورات ما هم هست که هر شب انسان این شش سوره را قرائت کند.
متعلَّق بسم الله
گفتن بسم الله در آغاز هر کار هم به معنى استعانت جستن به نام خدا است، و هم شروع کردن به نام او و این دو یعنى استعانت و شروع که مفسران بزرگ ما گاهى آن را از هم تفکیک کرده اند و هر کدام یکى از آن دو را در تقدیر گرفته اند به یک ریشه باز مى گردد. در واقع این دو لازم و ملزوم یکدیگرند یعنى هم با نام او شروع مى کنم و هم از ذات پاکش استمداد مى طلبم.
پس بسم اللهی که در اول قرآن است انسان به نام خدا شروع می کند که به هدف این قرآن که نورانی شدن است، برسد. چون خدای سبحان قرآن را نور نامید بسم اللهی که در اول قرآن است برای این است که انسان به این هدف واحد قرآن که نورانی شدن است، برسد. بسم اللّهی که در هر سوره است برای رسیدن به هدف خاص آن سوره است و بسم اللهی که در مسبحات ستة است برای رسیدن به هدف مشترک آن شش سوره تسبیحی است. بسم اللّهی که در حوامیم سبعه است برای نیل به هدف مشترک آن هفت حامیم است و مانند آن.
در بعضی از تعبیرات بزرگان آمده است که همهٔ معارف قرآن کریم در سورهٔ حمد جمع شده است که آن فاتحة الکتاب است. ام الکتاب است و مانند آن؛ و همهٔ معارف سورهٔ فاتحهٴ الکتاب در بسم الله الرحمن الرحیم جمع شده است و همهٔ آن اسرار در" باء" بسم الله الرحمن الرحیم جمع شده است و امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: من نقطة باء بسم الله الرحمن الرحیم هستم.
قداست و برکت نام خدا
«بسم الله الرحمن الرحیم» آنچنان از قداست برخوردار است که انسانها موظفند این نام را تسبیح و تکریم کرده و آن را فراموش نکنند. نه این نام را در جای باطل به کار برند و نه در کار حق از این نام غفلت کنند و نه در کنار این نام، نام دیگری یا دیگران را ببرند. لذا خدای سبحان هم این اسم را مظهر برکت قرار داد، هم مظهر تسبیح، هم اوصاف تشبیهیه را در این اسم ظاهر کرد و هم برکات تنزیهیه را، هم فرمود «تبارک اسم ربک» هم فرمود «سبّح اسم ربک».
خداوند فرمود: «فسبّح باسم ربک العظیم»و «سبح اسم ربک الاعلی»(این نام را تنزیه بکن). این طور نباشد که در کنار این نام شریکی برای او قائل باشی و بگویی به نام خدا و به نام خلق قهرمان خدا. این تنزیه نام خدا نیست. این توهین نام است که در کنار این نام، نام دیگری یا دیگران باشد. و مبادا بگویی اول به نام خدا، دوم به نام فلان شخص. خدا نامش اولی است که ثانی برنمی دارد. نه در کنار او نامی است، نه او اول است و دیگری یا دیگران ثانی. این نام را تنزیه بکن.
وقتی آیه«سبح اسم ربک الاعلی» نازل شد، رسول خدا (ص) فرمود: «اجعلوها فی سجودکم» آنرا در سجده قرار بدهید، که در سجده می گوییم: سبحان ربی الاعلی و بحمده. وقتی آیه«سبح اسم ربک العظیم» نازل شد پیامبر(ص) فرمود: «اجعلوها فی رکوعکم» لذا در رکوع می گوییم: سبحان ربی العظیم و بحمده. اینکه خدای سبحان فرمود نام مرا گرامی بدارید «تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام» برای اینکه این نام منشأ برکت است. این نام نشانه و علامت آن هستی محض است که همهٔ خیرات از ناحیه اوست.
شرط حلّیت ذبیحه ذکر اسم الله است نه بخصوصه
خداوند در قرآن می فرماید «و لا تأکلوا ممّا لم یُذْکَر اسمُ الله علیه و إنّه لفسقٌ» که این یک حکم شرعی است. دستور اسلام این است که وقتی می خواهید ذبیحه را ذبح کنید، نام خدا را ببرید «فاذکروا اسم الله علیها». این جنبه اثباتی قضیه و اگر کسی عمداً نام خدا را نبرد، آن حیوان مردار می شود؛ یعنی چیزی که حلال و طیب و طاهر بود می شود مردار و حرام و آلوده.
یک شرط حلیت ذبیحه آن است که ذابح مسلمان باشد و یک شرط دیگر این است که حین ذبح بگوید «بسم الله الرحمن الرحیم». اگر یک مسلمانی در حین ذبح، عمداً بسم الله را نگفت یا گفت به نام نامی فلان فرد و غیره و ذبیحه را سر برید این گاو و گوسفند حلال و پاک با این کار حرام و آلوده می شود.
بسم الله نشانه دین اسلام
پیامبر(ص) و ائمه اطهار (ع) علاوه بر توصیه های عام نسبت به ذکر بسمله، در مواردی خاص، مانند اوقات خوردن غذا، نوشتن نامه ، رفتن به بستر برای خواب و برخاستن از بستر تأکید بیشتری بر بیان بسم الله داشتند. با این اوصاف ، ذکر بسمله برای مسلمانان به صورت شعار و نشانه دین اسلام درآمده است و بلند گفتن آن از نشانه های ایمان شمرده می شود، چنانکه پیامبر اکرم(ص) هنگام تلاوت قرآن، بسمله را به صدای بلند می گفت و مشرکان از او روی بر می گرداندند که آیة ۴۶ سوره اسراء به همین نکته اشاره دارد.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1391/03/3 09:59 ق.ظ
رهبر انگشتر خود را به چه کسی بخشید؟
سه شنبه 1391/03/2 01:52 ب.ظ
ارسال شده در: مقالات ، خبرها ، دین و زندگی ، ولایت فقیه ،
بولتن نیوز : شنیدن خاطرات جالبی از کسانی که هر یک در روزگاری و به نوعی در کنار رهبر معظم انقلاب اسلامی حضور داشته اند و ناگفته هایی از زندگی ساده و بی آلایش رهبر امت اسلامی دارند هیچ وقت خالی از لطف نیست .
در روزهای آغازین جنگ، در ستاد جنگهای نامنظم فعّالیت میکردیم و کارمان شناسایی دشمن بود. روزی برای شناسایی عراقیها، به منطقهای رفتیم که قبلاً دشمن در آنجا استقرار داشت، در آن محدوده، یک جوی آب بود که دو طرف آن را درختان انبوهی پوشانده بود. هر طرف جوی که میایستادی، طرف مقابل به علت ازدحام درختها، قابل رؤیت نبود.
تصوّر ما این بود که عراقیها در برابر ما- در آن سمت جوی- قرار دارند. با حالت آمادهباش، از سمت راست جوی به طرف جلو حرکت میکردیم. ناگهان با سر و صدای زیادی مواجه شدیم، فکر میکردیم دشمن روبهروی ما است. آنها نیز در مورد ما همین تصّور را داشتند.
با رعایت اصول حفاظتی، به آن طرف جوی پریدیم. در همان اثنا، نگاهمان به چهرهِ مقام معظّم رهبری افتاد. در آن زمان، ایشان نمایندهِ حضرت امام(ره) در شورای عالی دفاع بودند. معظّمله به اتّفاق چند نفر دیگر- قبل از ما - برای شناسایی منطقه رفته بودند. کار شناسایی آنان تمام شده بود و داشتند بر میگشتند.
دیدن آقا در آن مکان برای ما خیلی جالب بود. ما از آن دیدار، روحیه گرفتیم. سلاحهایمان را به حالت عادی در آوردیم و از محبّت گرم حضرت آیتا... خامنهای بهره بردیم. آقا با تک تک ما دست دادند و یکایک ما را بوسیدند.
سردار سرتیپ پاسدار علی فدوی
شیطنت بنی صدر و تدبیر حضرت آیت ا... خامنه ای
با اینکه فرمانده عملیات خوزستان بودیم، بنیصدر اصلاً ما را به جلسهها راه نمیداد. ما میرفتیم خدمت آقا و ایشان دست ما را میگرفت و میبُرد در جلسه. بنیصدر هم دیگر جرأت نمیکرد چیزی بگوید. اصلاً حضور ما در آن جلسات، با حمایت حضرت آقا بود تا واقعیتهای جنگ را برای اعضا بگوییم.
در یکی از جلسات شورای عالی دفاع که به ریاست بنیصدر تشکیل شده بود، من و شهید حسن باقری حضور داشتیم. برادران ارتشی گزارشهایشان را دادند و مسائلی را از زاویه دید خودشان مطرح کردند. بعد نوبت به ما رسید. من به حسن باقری -که مسؤول اطلاعات بود- گفتم: شما برو پای نقشه!
حضرت آقا یک نگاهی به ما کردند. آن موقع خود من حداکثر پنجاه کیلو بودم؛ خیلی لاغر. فانسقه را دو دور، دور کمرم میبستم. حسن باقری که دیگر از من خیلی لاغرتر بود. آقا یک نگاهی به ما کردند که این جوان حالا جلوی بنیصدر چه میخواهد بکند.
حسن باقری رفت و قشنگ تمام خطوط جبهه نبرد را به صورت دقیق توضیح داد؛ اینجا چه واحدی از دشمن هست، چه لشگری هست، چه ارگانی هست، حتی دشمن از اینجا میخواهد حرکت کند به کدام سمت و... وضعیت جبههها و خاکریزها را خیلی دقیق تشریح کرد. هرچه حسن باقری بیشتر حرف میزد، آقا خوشحالتر میشدند که بچههای انقلاب و بچههای امام(ره) اینطور دقیق و مسلط به مسائل نظامی نگاه میکنند. آن جلسه هم برای ما و هم برای حضرت آقا بسیار جالب و زیبا بود.
سرلشکر صفوی
مونس همیشگی جانبازان
در یکی از دیدارهایی که مقام معظم رهبری از جانبازان شهر مقدس قم داشتند، از اولین نفری که مقابل در مستقر بود شروع به معانقه و روبوسی نمودند. هر یک از آنان دست خلف صالح حضرت امام ( ره ) را میبوسیدند و بر صورت و چشمان خود میمالیدند.
گاهی گریه میکردند و دست به گردن معظم له میانداختند. از آنجا که برخی از عزیزان جانباز روی چرخهای خود نشسته بودند، ایشان به حالت خمیده باقی میماندندو صحبتهای آنان را گوش میدادند.
یکی از جانبازان عرض کرد: آقا من تقاضا دارم که انگشترتان را یادگاری به من بدهید. مقام معظم رهبری بلافاصله انگشتر خود را در آوردند و به ایشان دادند. جانباز دیگری عبای رهبر را برای تبرک درخواست کرد. معظم له عبای خود را برداشتند و به آن جانباز عطا فرمودند.
جانباز ویلچری دیگری عرض کرد: آقا من میخواهم برای نجات از فشار قبر پیراهن شما را همراه کفنم داشته باشم. مقام معظم رهبری به حالت مزاح فرمودند: اینجا که نمیشود پیراهن را از تن درآورد! وقتی به محل اسقرارم رفتم، آن را برای شما خواهم فرستاد.
دیدار طولانی و صمیمانه جانبازان که تمام شد، آقا به محل اقامت خود بازگشتند و پیراهن را توسط بنده برای آن جانباز فرستادند. این در حالی بود که جمعیت جانبازان از مدرسه فیضیه متفرق نشده بودند.
حجت الاسلام و المسلمین ذالنوری
اهمیت دادن به نماز
تمام حرکات و رفتار حضرت آیتا... خامنهای برای ما درس معنویت بود. وقتی که رئیس جمهور مملکت، بیآلایش و بدون تشریفات در سنگرها، لشگرها و قرارگاهها حضور پیدا میکردند، به خودی خود، درس تواضع و فروتنی بود.
این، یک درس بود. در کنار این درس، دهها و بلکه صدها درس دیگر نیز میگرفتیم. روزی در قرارگاه لشگر حضرت امام رضا(ع)، پشت خرمشهر بودیم. دشمن فشار زیادی بر روی آن محور میآورد. هوا هم بسیار گرم بود. صدای اذان ظهر، جانها را آمادهِ نماز کرد.
معظمله در قرارگاه بودند. همه مهیا گشتند تا به امامت مرادشان، نماز را به جماعت برگزار نمایند. در مسجد، جا برای نماز خواندن نبود. آقا بیرون آمدند و در هوای گرم زیلویی انداختند و مشغول نماز شدند.
بچهها هم با علاقه خاصی به معظمله اقتدا کردند. هوا به قدری گرم بود که وقتی پیشانی خود را هنگام سجده بر روی مهر میگذاشتیم، به علت داغی، مهر بر آن میچسبید.
داغی هوا و فشار آتش دشمن، هرگز مانع برگزاری نماز اول وقت و جماعت نشد. این معنای اهمیت به نماز از سوی آن رهبر فرزانه است.
سردار سرتیپ پاسدار شوشتری
همان برنامه باشد
یک روز که مقام معظم رهبری در جبهه حضور داشتند، به ایشان عرض کردم: طبق برنامه، غذای امروز بسیار ساده است، ولی همه عزیزان یگان تأکید دارند که امروز این غذا را - به خاطر وجود مبارکشما - تغییر بدهیم.
آقا فرمودند: «همان برنامه غذایی که داشتید، بگذارید باشد؛ تا ما ببینیم غذای بسیجیان چیست؟ و ازآن غذاها، ما هم استفاده میکنیم.»
سردار اصغر صبوری
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
سعیدقاسمی: موسسه تنظیم و نشر 14خرداد به یاد امام (ره) میافتد/ زمانی که دردانشگاه به امام حمله کردند خبری از شما نبود!
سه شنبه 1391/03/2 10:29 ق.ظ
ارسال شده در: سیاسی ،
اظهار نظر محمد علی انصاری در مقام دبیر ستاد مرکزی بزرگداشت امام خمینی (ره) در جلسه طرح و برنامه ستاد بزرگداشت امام خمینی(ره) و ابراز نگرانی از " هر حرکتی خلاف آهنگ وحدت!" واکنش سعید قاسمی عضو فعال قرارگاه فرهنگی عمار را بدنبال داشت.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
مانند آیتالله خامنهای در حوزه نداریم
دوشنبه 1391/03/1 09:51 ب.ظ
ارسال شده در: سیاسی ، افشاگری ، بیداری اسلامی ،

حسن رحیمپور ازغدی در ابتدای سخنانش در همایش بیداری اسلامی در اندیشه امام و رهبری، به دو وجهه حقیقی و حقوقی حضرت آیتالله خامنهای اشاره كرد و گفت: «شخصیت حقیقی ایشان به عنوان عالم، احیاگر دین و روشنفكر دینی تحت تاثیر شخصیت حقوقی ایشان قرار گرفته است. از این رو گفت و گوی علمی از كار عظیمی كه مقام معظم رهبری از نظر علمی و نظری قبل و بعد از انقلاب انجام داده اند، انجام نمی شود؛ كسی كه به عنوان یك انقلابی و انقلاب شناس از زندان و تبعید تا مدیریت یك حكومت اسلامی را از سر گذرانده است.»
وی افزود: «شاید بین علمای حوزه مثل ایشان نداشته باشیم یا انگشت شمار باشند كسانی كه سعی كنند بین اندیشه های شرق و غرب جهان اسلام پل بزنند و بذر بیداری اسلامی را در ذهن جوانان ایران بپاشند.»
رحیم پور ازغدی تصریح كرد: «ایشان طی یكی دو سال اخیر، تجربه های دسته بندی شده ای را به جهان عرب ارائه كردند كه اگر به درستی منتقل شود، در سرنوشت انقلاب های آنان تاثیر گذار خواهد بود.»
وی با اشاره به اینكه امروز اراده خدا در بیداری ملت ها رقم خورده است خاطرنشان كرد: «اكنون در عصر ملت ها و اسلام هستیم و این عصر فرا رسیده است. امام راحل نیز همیشه می گفت كه این قرن، قرن اسلام و غلبه مستضعفان بر مستكبرین است.»
وی ادامه داد: «در 150 سال گذشته همیشه الهام ها از غرب به شرق در حركت بوده است، اما اكنون حجاب از شرق به غرب می رود و یا الگوپذیری از میدان التحریر از خاورمیانه به غرب رفته است. این امر نشان می دهد كه سیر تاریخی غرب به شرق تغییر یافته و تبدیل به شرق به غرب شده است و این یعنی شروع یك تاریخ جدید.»
منبع: مشرق
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
کتابی که خاتمی به همکارانش در دولت توصیه کرد
دوشنبه 1391/03/1 03:31 ب.ظ
ارسال شده در: افشاگری ، سیاسی ، تفکرات غرب زده ،
عبدالکریم سروش، از تئوریسین های جریان اپوزیسیون، مدعی شده است که محمد خاتمی کتابی از پوپر را به همکارانش توصیه کرده است. خاتمی تاکنون درباره این خبر موضعی نگرفته است.
به گزارش مشرق، شبکه بی بی سی در گزارشی به تحلیل سخنان چندی قبل عبدالکریم سروش در بنیاد" کارل پوپر" پرداخت که در آن مدعی شده بود محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران در اوایل دوره ریاست جمهوری اش خواندن کتاب "درس های این قرن" از آثار پوپر را به اعضای کابینه اش توصیه کرده بود.
اظهارات سروش با استقبال رسانه های غربی و سکوت اطرافیان خاتمی مواجه شده است. یکی از نکته های قابل تامل سخنرانی سروش در این بنیاد این بود که از نگاه پوپر دمکراسی تنها "وسیله ای برای به پایین کشیدن آسان حاکمان است نه نصب آنان".
به گزارش جهان، پوپر نظریه پرداز غربی از تئوریسین های محبوب اصلاح طلبان است که نظریات وی از مهمترین عوامل گرایش این جریان به سمت غرب تلقی شده است. نظریات پوپر در فتنه 88 هم در دستور کار فعالان آشوب قرار داشت.
البته به دنبال شکست قطعی فتنه 88 هم روزنامه آمریکایی "نیویورک تایمز" در همین باره با درج مقالهای تحت عنوان "دومین سال انقلاب ایران" اعتراف میکند که مأموران سازمان سیا از سال 1985 راه چاره برای ایران و مقابله با خط امام خمینی را پیروی از تئوری کارل پوپر(karl Popper) میدانستهاند و از همان سال روی این برنامه کار میکردهاند تا اینکه در سال گذشته در حوادث بعد از انتخابات تلاش کردند آن را به اجرا در آورند.
رائول مارک گریچت Reue; Marc Gerecht نویسنده این مقاله که خود از مأمورین عملیات مخفی سازمان سیا بوده است مینویسد، در سال 1985 که در سازمان سیا فعالیت داشته کسی باور نمیکرد که روزی یک تظاهرات عظیم به طرفداری از دمکراسی همانند آنچه که سال گذشته در ایران صورت گرفت بهوقوع بپیوندد. در سالهای قبل از آن، بیشتر عملیات مخفی سازمان سیا توسط لیبرالها و تندروهای ناسیونالیست طراحی میشد اما دوست و همکار این فرد وقتی صحبت از دمکراسی و حقوق بشر میکرد، هیچ مرز و حد و حدودی برای آن قائل نبود. وی میگفت نسخه درمان و مقابله با تئوری آیت اله خمینی نظرات کارل پوپر فیلسوف اتریشی است.
وی میافزاید در حوادث پس از انتخابات ایران مشخص شد که بیشتر روشنفکران ایرانی که پشت تظاهرات طرفداران دمکراسی بودند، عاشق تئوری کارل پوپر هستند.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تعداد کل صفحات : 306 1 2 3 4 5 6 7 ...


